وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 3 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

سایه و غرغراش

یه روزایی به قدری به تنگ میام که میگم ..الان برم خونه زنگ بزنم مامان گریه کنم ...درد و دل هایی که دارم رو ،،.. همه اشو تو وبلاگم مینویسم ...همه اشو تو دفترم مینویسم ...، خلاصه که ،،. .،،،..... خیلی خط و نشون میکشم برا خودم و حتی گاها خدای خودم ..... ولی دقیقه نود خدا یه کارا میکنه اونقدر خوشحالم میکنه اونقدر حالمو خوب میکنه که حتی اون صورتی که صبح با اشک غم خیس شده بود با اشک خوشحالی خیس میشه ....اون وقته که برگام می ریزه  خدایا رفیق فاب من فقط خودتی دمت گرم خیلی مشتی هستی 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🌸🙃🙃🙃 ...
28 فروردين 1404

من گوش استماع ندارم لمن تقول

بی‌دل گمان مبر که نصیحت کند قبول من گوش استماع ندارم. لمن تقول؟ تا عقل داشتم نگرفتم طریق عشق جایی دلم برفت که حیران شود عَقول آخر نه دل به دل رود؟ انصاف من بده چون است من به وصل تو مشتاق و تو مَلول؟ یک دم نمی‌رود که نه در خاطری ولیک بسیار فرق باشد از اندیشه تا وُصول روزی سرت ببوسم و در پایت اوفتم پروانه را چه حاجت پروانه دخول؟ گنجشک بین که صحبت شاهینش آرزوست بیچاره در هِلاک تن خویشتن عجول نَفْسی تَزولُ عاقبةَ الأَمرِ فی الهوی یا مُنْیَتی و ذِکرُک فی النَّفسِ لایَزول ما را به جز تو در همه عالم عزیز نیست گر رد کنی بِضاعتِ مُزْجاة ور قبول ای پیک نامه‌بر که خبر می&zwn...
26 فروردين 1404

خوب

🥺🥺🥺💔💔💔🥲🥲🥲🥲 و زیست..،،و شیمی... و فیزیککک🥺💔🥲🥲😭😭  ...
26 فروردين 1404

سایه خوابالو و....

سایه جان اخیرا (از هفته دوم مهر 😂💔) خواب منظمی ندارند و دائما در خواب بسر میبرند و حاضر به دل کندن از تخت گرامی نیستند.... و به قهوه و نسکافه و کاپوچینو ، و.... هم ، الرژی پیدا کرده اند 🙃🙃💔💔 ...
22 فروردين 1404

مناجات امام علی در مسجد کوفه

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُونَ اِلاّ مَنْ اَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ يَعَضُّ الظّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتِنىِ اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصى وَالاَْقْدامِ وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَجْزى والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَيْئاً اِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقُّ  1  وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظّالِمينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوَّءُ الدّارِ وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا تَمْلِكُ ...
11 فروردين 1404

یک ماجرا

دیشب تمام مدت مهمونی خونمدن  از جلو در دوقلو های فامیلمون که ۵ سالشونه دستامو گرفته بودن و نمیگذاشتن هیچ کاری کنم هر دقیقه میگفتن لاک بده (پسر هستن !) و سری پیش هم رو فرش اتاقم لاک ریختن ...فرش که تازه شسته بودم  میگفتم برید اخرشب میدمتون .. میگفتن نه..بده  اون وسطا که چای بیار و بشقاب بده و.... این دوتا لباس و روسری منو محکم گرفته بودن  مامانشونم هیچ..مامانه نگاه هم نمیکرد  میگفتم برید پیش مامانتون .. باز بر میگشتن  گفتم هکمی قشنگ شامشو بخوره لاکشو میدم .،. موقع شام که همه حتی مامان بابام خیلی شیک و مجلسی نشستن به خوردن اونا اومدن که بریم تا من یه قاشق میکردم دهنم محکم دستا...
9 فروردين 1404
1